من هنوز زنده ام مرا دوست بدارید - تاریخ: 1397/12/11 ساعت: 7:59
تا الان بیداریم . چرت و پرت گفتیم . خندیدیم . زمان گذشت . جهت هر حرف جدی که آمد را به خنده کج کردم . گفتم رفقا غنیمت شمایید و خنده هامان . گوربابای بدبختی . باور نکردند . می دانم این غنیمت کم است اما هست، می دانم هم غنیمتش نمی شمرند . می دانم هیچکس مرا غنیمت نمی شمرد . چاره ای هم نیست
شما بفرمایید - تاریخ: 1397/12/11 ساعت: 7:59
سه سال دارد می شود که زنانگی از آغوشم رفته . طلبه ی مرتد را هم به جرگه ی این رل ها سپردیم . می گوید تو چرا رابطه نمی گیری ؟ جواب های پرت و پلا می دهم . نگاه که می کنم می بینم زخمی ام خب . از ریسمان
اسپرم های بی کسی و غربت - تاریخ: 1397/12/11 ساعت: 7:59
راحت نمی توانم حرف بزنم . چیزی را نمی توانم به دست بگیرم . راه نمی توانم بروم. بلند هم نمی توانم بشوم. حتی نمی توانم بنشینم . و دراز هم نکشیده ام . کجا هستم ؟ تنهاترم . مثل شبحی سرگردان در زمان م
مرا ببوس برای آخرین بار هربار - تاریخ: 1397/12/11 ساعت: 7:59
مضطربم . کو قلمم . قلمم کو . نوشتنم را بدهید . نویسندگی ام کجاست . بنویس اضطراب دارم . چیزی تووی دلم هی هُرری می ریزد هی می ریزد . سرم را بگیر روی پستانهای گرمت با دستت سرم را ناز کن . لبهای گرمت ر
وقتی حال جق هم نداری - تاریخ: 1397/12/11 ساعت: 7:59
من آدم خوبی نیستم . یعنی نمی خواهم باشم . فکر می کنم تووی آدم خوبی بودن یک برترپنداری ایی هست ناشی از احساس ارزشمندی . ارزشمندی ایی که از پیش و توسط پیشینیان به ذهن دیکته شده . حالا این پیشینه تاریخ ت
تو تووی آب شنا کن من تووی تو - تاریخ: 1397/12/11 ساعت: 7:59
.بارها رویای تووی آب شنا کردن را رووی فرش خانه غرق شده بودم..استخر را اول تووی تلویزیون دیده بودم . بعدتر مشماع میگذاشتیم تووی لوله ی حمام و تووی استخری به عمق ۱۰ سانت غرق میشدیم با آسودهترین خیال
پناهی نیست مراقب خودت باش - تاریخ: 1397/12/11 ساعت: 7:59
بی قرارم.این بی قراری کارها دستم داده تا جایی که دست به دامن آسنترا شدم . یکسالی هست . اما باز بی قرارم و گاهی بی قرارترم و بیش از این هم نمی توانم سهم آسنترا را در این بی قراری زیاد کنم .کلمات .کلم